الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

121

الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )

عثمان انجام داده‌اند خوش نداشته و از دوستان عثمان بوده و از كارهايش راضى بوده است و چون از يارى دادن عثمان ناتوان بوده ، كنارى نشسته است . اين شبهه بر مردم قويتر شده و اعتقاد آنان گوناگون گرديده است ، زيرا اعمال و گفتار امير المؤمنين على ( ع ) نسبت به عثمان گوناگون است ؛ گاهى آنچه را كه مسلمانان زشت مىدانسته‌اند او هم زشت دانسته و بر عثمان اعتراض كرده است و گاهى از او دفاع كرده و كسانى را كه به قصد كشتن وى از شهرهاى ديگر آمده بودند از آن كار منع كرده است و چون آب را بر عثمان بستند ، به شدت اعتراض كرد و چون بر خلاف نظرش عمل كردند ، سخت خشم گرفت . و سرانجام در حالى كه در خانهء خود نشسته بود و مىديد كه مردم براى كشتن عثمان به هر سو مىدوند و با شتاب حركت مىكنند ، مردم را هيچ پند و اندرزى نداد و آنان را از خداوند نترسانيد و حال آنكه سخن على ( ع ) به ظاهر مسموع و او مورد احترام مردم ، و فرمانش پذيرفته بود . و دربارهء خونخواهى عثمان هم كوششى نكرد . و گاه از عثمان دورى و با او بگو و مگو مىكرد و گاه نسبت به او با صلح و مسالمت رفتار مىكرد و گاه با او به درشتى سخن مىگفت و گاه كوشش مىكرد ميان او و مردم را آشتى دهد و گاه از اين كار خوددارى مىكرد . سخنانى هم كه از على ( ع ) پس از كشته شدن عثمان نقل شده ، ظواهر آن با يكديگر متفاوت ولى معانى آن شبيه هم است ، [ درك صحيح معناى آن تا حدودى دشوار است ] نظير اين گفتار على ( ع ) كه گفت : « به خدا سوگند كه من نه عثمان را كشتم و نه گروهى را براى كشتن او شوراندم . » و اين گفتار ايشان كه « خداوند عثمان را كشت . » و اين گفتار كه « اگر فرض شود كسى جز قاتل عثمان به بهشت نمىرود من به بهشت نخواهم رفت و اگر كسى جز قاتل عثمان به دوزخ نرود من به دوزخ نخواهم افتاد . » « 1 » و زمانى ديگر ، اين گفتار كه « به خدا سوگند كشته شدن عثمان نه مرا خشمگين ساخت و نه شاد كرد و نه اين كار را خوش داشتم و نه ناخوش . » و اين گفتار ، ديگر هنگام ، كه « خداوند قاتلان عثمان را نيست و نابود كند . » و گفتار آن حضرت ، زمانى كه قاتلان عثمان را از او خواستند ، فرمود : « هر كس عثمان را كشته است برخيزد » چهار هزار مرد برخاستند و اقرار كردند ، و فرمود : « اينان

--> ( 1 ) اين گفتار حضرت على . در عقد الفريد ؛ ج 4 ، ص 302 ، آمده است . م